تبلیغات
ناردونه
ناردونه





تا درختی هست

تا طنابی هست

تاب میباید ساخت

کودکان را هُل داد به شکوهِ هیجان

دارها را باید

به فراموشیِ لبخندِ یتیمانِ جهان آتش زد



@mohtashamipoet
كانال تلگرام علی.م




فرود آمده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1395 توسط س.م | نظرات ()



در کعبه به دنبال خدا بود و نمیجست

شیخی که نمیدید گلی را که شکفته است



@mohtashamipoet
كانال تلگرام علی.م




فرود آمده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1395 توسط س.م | نظرات ()









فرود آمده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1395 توسط س.م | نظرات ()





برای منی که تورا دارم
هر ثانیه بهشتی است
بی منتِ سیب و وسوسه و شیطان...

علی.م



فرود آمده در تاریخ یکشنبه 20 دی 1394 توسط س.م | نظرات ()




ترنم


چلچله های فصل های كوچ این حوالی گفته اند
در میانه های این پاییز
ترنمی بهاری زاده خواهد شد
...
 خجسته باد آن دم و آن جا كه از مهر دو كَس هستی اش پای گرفت

تقدیم به ترنم توی دل دوستم ظ.ك.




فرود آمده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1394 توسط س.م | نظرات ()




جعبه ی چوبی یا تنگ بلور


جعبه چوبی یا تُنگِ بلور؟
گل فروش از من پرسید
من به او گفتم
چوب از شیشه دلش نرم تر است
بوی جنگل دارد در خود
و صدای پرِ مرغان هوا که نشستند بر او...
ع.م.





فرود آمده در تاریخ یکشنبه 1 آذر 1394 توسط س.م | نظرات ()




فرود آمده در تاریخ یکشنبه 24 آبان 1394 توسط س.م | نظرات ()





فرود آمده در تاریخ یکشنبه 31 خرداد 1394 توسط س.م | نظرات ()



من یه ماهی وسط تنگ بلور سر سفره

تو یه دریا

من به یاد تو نفس می كشم اما

كی به تو می رسه ماهی      به تو كه چشماتو بستی روی دنیا

به تو كه موجای كورت باله ی مارو شكستن

صدفای كوه نورت         دست مرواری رو بستن

به تو كه بزرگ و مغرور  بی خیال ماهیایی

رنگ تو آبیه اما           پُر از سیاهیایی

آره لبریز سیاهی         دورِ دوری؛ مث رویا       كِی به تو می رسه ماهی؟

...

من یه ماهی وسط تنگ بلور سر سفره

شده زندونی دیوارای شیشه

تو یه دریا وسط این همه دنیا

سركش و بزرگ و آزاد تا همیشه

آرزوم به تو رسیدن       آرزوت از ما بریدن

از تو هی گم شدن و رفتن و رفتن

از ما هی دنبال تو خسته و دلبسته دویدن

من یه ماهی،  تو یه دریا...

خیلیه فاصله ی ما


شعر از : علی . م
 




فرود آمده در تاریخ چهارشنبه 20 اسفند 1393 توسط س.م | نظرات ()






مرد از راه رسید

خانه ساکت بود

کودکانش در خواب لبشان میخندید

خواب شیرینی شاید می دیدند

خواب یک بسته آلوچه

خواب جوی شکلات، در رگ کهنه شهر

خواب یک تاب میان دو درخت

مرد از راه رسید

خانه اش نوچ ترین خانه این دنیا بود

و زنش را دید

که سر سجاده

به تمامی دعاها متوسل شده بود

چادرش را بوسید و همانجا خوابید

پیش سجاده و مهر

حتم دارم امشب

خواب خوبی هم خواهد دید

خواب یک زن که هزاران سال است

به تمامی دعاها متوسل شده است...


علی.م

 




فرود آمده در تاریخ شنبه 18 بهمن 1393 توسط س.م | نظرات ()








پروانه خانوم، اینجا چی می خوای؟
گم شدی بازم گیج بی حواس
تو باید روی گلا بشینی
اون خاره كه جاش تو بیابوناس
پروانه خانوم اینجا غربته
جای خسته ها، جای بی كَس هاس
ساعتا مث یلدا می مونن
آدم انگاری آخر دنیاس
تو كه رو بالت نقش خورشید و
سایه ی چشم سیه چشموناس
از اینجا برو اینجا تاریكه
خورشید نداره سایه و سرماس
اینجا آدماش پروانه كُشن
تن دلاشون پیرهن عزاس
آرزو دارن گلا پرپر شن
هرچی می كشیم ازین آدماس
پروانه خانوم منم مث تو
فكر كردم دنیا تا ابد دنیاس
باید عاشق شد مثل پروانه
پروانه شدن كار مجنوناس
پروانه خانوم ازاینجا برو
پاتوق گلا توی جنگلاس
جنگلا دورن اما روشنن
سرشار از عشقن لبریز از احساس
پروانه خانوم به گلا بگو
تو بیابونا یك نفر تنهاس
دوستون داره قد یه دنیا
اما گم شده گیج بی حواس



شعر از استاد  علی.م  1384


فرود آمده در تاریخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط س.م | نظرات ()
فرود آمده در تاریخ شنبه 27 دی 1393 توسط س.م | نظرات ()





ای قامتت پناه من و سر پناه من

 

باران و باد و آتش و خورشید و ماه من

وقت اذان عشق مرا در برت بگیر

 

آغوش توست تا به ابد قبله گاه من




فرود آمده در تاریخ یکشنبه 21 دی 1393 توسط س.م | نظرات ()




تسبیح نیایش های مادر بزرگ آبی بود
مثل چشم های عروسکی که می توانست پاداش دعا های کودکانه ام باشد
چشمانش را بست بی انکه چیزی آموخته باشم از دعاهاش
حالا آنچه مانده
آبی چشم های عروسکیست پشت شیشه ی مغازه
که خیره به خاطره ی دست های مادر بزرگ، به آسمان دوخته


پ.ن. تقدیم به لیلای من كه مادر بزرگش به آبی ها كوچ كرده

 



فرود آمده در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط س.م | نظرات ()









بَعد نوشت نقاشی:
بعد از میلیون ها سال تكامل، پستانداران همه شان به خشكی آمدند، دست و پا در آوردند و روی خاك ساكن شدند ... همه به جز نهنگ ها ... بعضی هاشان حتی پله های تكامل را جهش كردند به آسمان. بال درآوردند و پر كشیدند بر هوا ... نهنگ ها ولی همه ی این ها را دیدند و همچنان دل بسته اند به آبی آب دریاها ... ولی یك روز خواهد آمد كه آرزوی یكی ازین بچه نهنگ ها آن باشد كه بال درآورد و پرواز كند توی آسمان... و آن روز من این نقاشی را به او نشان خواهم داد كه بداند تمام رویاها توان واقع شدن دارند .... حتی شده در دایره ی مجاز.



فرود آمده در تاریخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط س.م | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ
تا همچون کودکان ساده نشوی
به ملکوت خدا راهت نیست // مسیح

تمامی نقاشی های این بلاگ طرح های دخترک نویسنده می باشد. هر گونه کپی برداری و استفاده از نقاشی ها آزاد است! تنها به شرط آنکه لبخندی بنشاند بر لبی.

.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نگارگر
پیوند ها
نظر سنجی
» كادر پست های پیشین را درهم ریخته می بینید؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :