تبلیغات
ناردونه - سفر به ریشه ها
ناردونه

چند وقتی نبودم. به سرزمین مادری ام سفر كردم . به آنجا كه بَرَش چهارگونه باد می وزد و دَرَش افراشته ترین نخل ها سر افراشته... كه دریاش ماهیانی دارد كه بیرون از آب روی ساحل راه می روند ... و ماهیگیرانی كه سفره هاشان هم كه خالی باشد، مهمان گرمای بی چشمداشت دل هاشان میكنندت و «مَه یاوه» در دستانت می گذارند به نیت بی نیازی دست هات و همیشگی بودن خنده هات... ماهیگیرانی كه جسد هاشان هم پرطاقتند ... كه چند شبانه روز باید طبل بزنند كنار دریا تا بیایند روی آب... نه اینكه رنجیده باشند از صداهای زمین... بس كه نجیبند، حلالیت می طلبند ار مادركان بچه ماهی هایی كه گرفتار تورشان شده در صید این سال ها ... به سرزمین كودكی هایم سفر كردم. همان جا كه بازیگوشانه پرنده می شدم و گردنبندی از گل های بهار نارنج به گردن می آویختم و در كوچه های داغ و آفتاب خورده اش، میدویدم به دنبال گنجشك ها در حسرت پرواز و می بالیدم در دستانی مهربان بر تشنگی خاك. برایتان آبی دریاها و روشنی آفتاب جنوب را به سوغات آورده ام!

پ.ن : فرصت نقاشی نبود. عكس از صادق طاهری است - عكاس هنرمند هرمزگانی



فرود آمده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط س.م | نظرات ()
درباره وبلاگ
تا همچون کودکان ساده نشوی
به ملکوت خدا راهت نیست // مسیح

تمامی نقاشی های این بلاگ طرح های دخترک نویسنده می باشد. هر گونه کپی برداری و استفاده از نقاشی ها آزاد است! تنها به شرط آنکه لبخندی بنشاند بر لبی.

.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نگارگر
پیوند ها
نظر سنجی
» كادر پست های پیشین را درهم ریخته می بینید؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :