تبلیغات
ناردونه - دوم : كلمه
ناردونه

 

 

بعد ها ولی، جهان چنان پیچیده شد در خودش كه جایی برای تجربه ی معلق بودن نماند. حتی پنجره ای نماند كه شكستن میله هاش بهانه ای شود برای سركشی. نوشتن شد معجزه ای برای نمایش لكنت حضور. برای نجات از حفره ای كه درونم دهان گشوده بود از جنس «چرا؟» هایی مطلق و همه ی هستی ام را می بلعید در تضاد. چیزی در این اظهار وجود مرا گره می زد به درك این جهان جدید ترسناك و پریشان. و خلق این كلمات ِ نجیب، مرا بیرون می كشید از تنهایی در برابر مصیبتی كه نمی شناختم اما در ذرات فضا معلق بود. بزدلانه می اندیشیدم كه « سرگذشت دردناک ماست تظاهر همیشگی حتی برای کسی که همه چیز باشد برایمان و جریان، جریانِ تلخ تمامیت ماست در متن ها و نوشته ها... ما روایت تلخی از مکاتبیم و انسان هایی همیشه مکتوب... ما به روایت ما دروغ است و ما از چشم قلم کمی راست... » غافل از اینكه مصیبتی كه نمی شناختمش درون همین كلمات بود. كه : «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود ... تا آنگاه كه کلمه لباس جسم پوشید و در میان ما ساکن شد*» ...


* انجیل-باب یکُم




فرود آمده در تاریخ دوشنبه 26 مهر 1395 توسط س.م | نظرات ()
درباره وبلاگ
تا همچون کودکان ساده نشوی
به ملکوت خدا راهت نیست // مسیح

تمامی نقاشی های این بلاگ طرح های دخترک نویسنده می باشد. هر گونه کپی برداری و استفاده از نقاشی ها آزاد است! تنها به شرط آنکه لبخندی بنشاند بر لبی.

.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نگارگر
پیوند ها
نظر سنجی
» كادر پست های پیشین را درهم ریخته می بینید؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :