تبلیغات
ناردونه - پیش به سوی سرزمین آدما
ناردونه

 

 

نون و پنیر و هندونه ، بریم سراغ ناردونه !

دخترك قصه ی ما رفته بود سراغ كوه تا خبر بگیره از جا و مكان و چند و چون آدما. كوه افراشته قصه هایی گفت از دل خاك.  از زمین و آسمون و آدما. از یكیشون كه هنوزم جای پاش، مونده بود میون سنگ ها و تو قلبِ كوه ما. ولی اون كوه بلند، پای بسته بود و بار آسمون بود رو دوشش. نمیشد از جا بجُنبه. گفت به این یكی یه دونه ناردونه : « من كه كوهم، بس که سنگینم و سختم، نمیشه از جا بجُنبم ، که بجُنبم همه ی زمین می لرزه . و جهان همه می ترسه ... من تورو می سپرمت به دست باد. اون سبكبال و رهاست. برا من همیشه و از همه جا خبر میاره. ابرها رو اینور و اونور میكنه، بارون میاره ، برف میاره. پاییزها قصه ی برگا رو میگه كه رو درختا چی دیدن. بهارا قصه ی مرغ های مهاجر و میگه كه تو سفرها چی دیدن.  بیا تا سوار بادت بكنم. اون تو رو رو شونه هاش میشونه و تا سرزمین آدما می رسونه ای ناردونه! دونه دونه ... »

كوهه رفت بادو صدا كرد. باده اومد و سلام كرد! نرم و نازك، چست و چابك (!) دور پاها و تن گرم و ظریف ناردونه پیچید و پیچید. موهاشو میون عطر یاسمن های تو دستش یواشی تاب داد و خندید. ناردونه شادی كنون بادو در آغوش كشید و رفت هوا. همراه بادِ وزون روونه شد به سرزمین آدما.

 




طبقه بندی: قصه های ناردونه، 
فرود آمده در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1392 توسط س.م | نظرات ()
درباره وبلاگ
تا همچون کودکان ساده نشوی
به ملکوت خدا راهت نیست // مسیح

تمامی نقاشی های این بلاگ طرح های دخترک نویسنده می باشد. هر گونه کپی برداری و استفاده از نقاشی ها آزاد است! تنها به شرط آنکه لبخندی بنشاند بر لبی.

.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نگارگر
پیوند ها
نظر سنجی
» كادر پست های پیشین را درهم ریخته می بینید؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :