تبلیغات
ناردونه - فصل كوچ
ناردونه





سخت است سایه ای از سرت كم شود. درد دارد نبودن آنكه نیمی از وجودت از او پای گرفته، حتی اگرسهمت از بودنش شده باشد تنها سایه ای دور و خسته. می دانم كه دلتنگ می‌شوی برای شنیدن نام كوچكت به آواز کلام او. ولی رسم دنیا خواب سنبل های سفید شب عید است. گاهی آدم دلش می خواهد برود پشت یک فاصله ی بزرگ پناه بگیرد از امروز. برود در آغوش هزار هزار خاطره خوش از حریم حرمت کسی که در پناهش تمام این سال ها را بالیده. توی بی بعدی فضا شانه هایش را ترسیم كند ... سر بگذارد روی وسعت هموارشان و فکر كند كه همه ی این چند روزه را در خواب دیده...

می دانم كه درد دارد نداشتن آغوشی كه پناهت بوده این همه سال. ولی رسم دنیا كوچ چلچله هاست به وقت پاییز. كه بعدش ما یاد بگیریم امیدوار بمانیم تا پایان همیشه. تمام آن همیشه ای كه سهم ماست از زندگی. به تو قول می دهم عزیز جان، كه  می شود تاب آورد این همه دلتنگی را به امید آرزوهای قشنگی كه از او در تو مانده، آرزوهایی كه با تو حقیقت خواهند یافت در جهان. از پس قامت بلند این سال ها به نبودن ها هم عادت خواهیم کرد. بی هیچ رنجشی. شانه به شانه ی باد ... پا به پای زندگی. و بگذار رازی را برایت بگویم، سر اگر گذاشتی بر خاطره ی شانه هاش، چشم هایش را هم که بسازی توی خیال، دیگر گریه نخواهی کرد!


برای آیسانم كه پدرش همراه كوچ چلچله های پاییزی پریده



فرود آمده در تاریخ سه شنبه 30 مهر 1392 توسط س.م | نظرات ()
درباره وبلاگ
تا همچون کودکان ساده نشوی
به ملکوت خدا راهت نیست // مسیح

تمامی نقاشی های این بلاگ طرح های دخترک نویسنده می باشد. هر گونه کپی برداری و استفاده از نقاشی ها آزاد است! تنها به شرط آنکه لبخندی بنشاند بر لبی.

.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ...
آرشیو مطالب
نگارگر
پیوند ها
نظر سنجی
» كادر پست های پیشین را درهم ریخته می بینید؟




پیوند های روزانه
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :